تبليغاتX
ناله ی شبگیر
 

مواظب افكارت باش كه گفتارت مي شود ...

مواظب گفتارت باش كه رفتارت مي شود ...

مواظب رفتارت باش كه عادتت مي شود ...

مواظب عادتت باش كه شخصيتت مي شود ...

مواظب شخصيتت باش كه سر نوشتت مي شود ...

حضرت علی (ع)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 14:8  توسط مریم و یاسی  | 

 

توي مرداب نگاهت يه نفر داره ميميره

 

دست و پا ميزنه اما واسه موندن خيلي ديره

 

يکي اينجا روبرومه که خراب آرزوشه

 

يه مسافر غريبس که با مردم نميجوشه

 

يکي که بخاطر تو با يه دنيا در ميوفته

 

حتي واسه بي وفائيت شعر عاشقونه گفته

 

روبروم نشسته بي تو زل زده تو چشماي من

 

ميگه با سرخي آواز تلخي سکوت و بشکن

 

اون منم همون که عشقت مثه ايينه روبروشه

 

اون منم همون غريبه که با هيچکس نميجوشه

 

يکي که فروغ چشماش از همون مرداب خيسه

 

خط به خط گلايه هاشو ميخونه نمي نويسه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 21:33  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

من آن گلـــــــــبرگ مغرورم

 

که میـــــــــــــمیرم ز بی آبی

 

ولی با ذلــــــــــــت و خاری

 

پی شبــــــــــــــنم نمی گردم

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 18:45  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

 

طی بیانیه معترضانه به تقدیر الهی مبنی یر ناکام ماندن عشق

لیلی و مجنون ...خداوند در اقدامی بی سابقه تمام عوامل دخیل

 درآن ماجرا را حاضر نموده و اعلام نمود هرچه آید خوش آید:

عوامل دخیل و غیر دخیل در مجلسی علنی گرد هم آمده تا این

 مشکل را با نظارت جبرئیل حل کنند.....

 

فرشته عزرائیل: از حضار محترم خواهشمندیم در جای خود

 نشسته و نظم جلسه را حفظ کنند ....بفرمایید جناب جبرئیل

 

فرشته جبرییل: همونطور که همتون میدونید امروز اینجا

جمع شدیم که به مشکلات این 2 نو گل و سمبل عشق وعاشقی

 رسیدگی کنیم ....

فرهاد: آقا اعتراض دارم....پارتی بازیه.....خوب منو شیرین

جونم به هم نرسیدیم...

 

جولیت:آقا منم اعتراض دارم ...چرا هرچی خداست برا ایرانیاست

...مگه ما اروپاییا عاشق نمیشیم؟...منم میخوام به راما برسم خوب

 

فرشته جبرییل: شلوغ نکنین...(2 بار) باس مراحل قانونیو طی کنید

 بعد 37 سال برین تو لیست انتظار...برا اروپاییا 45 سال...چون از

 راه بهشت سخت تره....

از لیلی و مجنون میخوام بیان رو سکو واستن که خطبه عقدو بخونیم...

 

نظامی: چیچیرو خطبه عقدو بخونیم.... مگه من مسخره شمام ...

کلی نشستم شعر گفتم که اثرم ماندگار بشه....فردوسی تو یه چیزی

 بگو....شعری تو این زمینه بلدی که خرجشون کنی؟

 

فردوسی: برو بابا حال داری ...30 سال کشیده یه کتاب خالی بندی

بنویسم از کجا یادم بمونه....بذار از استاد دانشگاه بپرسم...

آخه شنیدم کتاب 30 ساله منو تو این دوره زمونه تو یه ترم میدن به

خرد این دانشجوها...

 

استاد ادبیات: بلی در این مورد یک شعر نو از فردوسی بلدم ازاین قراره:

بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند!!!!!!

 

فردوسی پور: چه میکنه.....!!!!

 

عزرائیل: از حضار عذر میخوام ...چند لحظه باید برم...آخه همین الان

 خبر رسید که پروین اعتصامی خودشو حلق آویز کرد....

 

سهراب سپهری: طفلی حق داره منم بودم این کارو میکردم.....

یاد یه شعر از خودم میوفتم که میگفتم:

آب را گل مکنید.........گاو را ول نکنید.....

 

جبرئیل: بسه آقا جمش کنین.....هرکی یه شعر میگه......

همین که گفتم....خطبه عقدو بخون....

 

-دوشیزه محترمه و مکرمه و مطمئنه و .......(سالها بعد) آیا

حاضرید با مهریه مذکور و یک جلد کتاب کلام الل. به عقد

این مرتیکه....در بیایین؟

 

دیرید... دیرید.....زرت ....بوف!!!!!....(صدای زنگ گوشی لیلی)

 

لیلی: عزیزم الان نمیتونم حرف بزنم .... یعدا خودم بهت زنگ میزنم...

 

بروبچ بیجنبه کلاس ما: اووو .....!!!!!!

 

مجنون: ایشون کی بودن؟؟؟؟

 

لیلی: هیچکی ...از دوستای قدیمیم بود.....

 

یه لحظه دماغ لیلی 17 اینچ دراز شد.....

 

پدر ژپتو: پینوکیو آدم شد....تو یکی آدم نشدی....؟؟

 

فرشته مهربان: با اجازه از خدمت جبی جون(جبرئیل) .... با یه حرکت

دست دماغ لیلی به حالت اول برگشت....

 

جبرئیل یه لحظه صاف نشست :

 اااا تویی رویا جوووووون....نفهمیدم اینجایی....

 

دوباره بچه های کلاس: اوووووو.....!!!!

 

جبرئیل: کوفت درد بی درمان ...

جز بلا...  پسته ای (استاد فیزیک) تو یه چیزی بگو....

 

پسته ای : هفته بعد امتحان میانترم از کل فیزیک هالیدی........

 

همه بچه های کلاس تا آخر جلسه پنچر شدن...

 

جبرئیل: زود پیدا کنین ببینین اون با کی حرف زد؟

 

- با من ( یه پسر قرتی بلند شد) .....

 

لیلی: نه....... چرا اینکارو کردی سامان؟؟؟؟؟

 

کامران نجف زاده: انگیزه شما از این کارتون چی بود؟

 

سامان: ابتدا سلام دارم خدمت همه بیننده های محترم....این روز

 فرخندرم به همه تبریک میگم....در مورد کارم باید عرض کنم

 که ...اول من این کارو مدیون حمایتای خانواده ام هستم و جا داره

 که از همین جا ازهمشون تشکر کنم....

 

نجف زاده: شما چه توصیه ای به جوونای هم سنو سالتون دارین؟؟

سامان: البته من در اون حد نیستم...ولی توصیه میکنم برا زندگیشون

 برنامه ریزی کنن و....

 

جبرئیل: بس کنین...........این چرتو پرتا چیه به هم میبافین....

مگه اینجا خونه عمته که سرتو انداختی پایین اومدی گزارش بگیری؟؟؟

 برو بیرون تا چپ و راستت نکردم....

 

مجنون: من دیگه طاقت این زندگیرو ندارم...میرم با ملیحه ازدواج کنم

 

لیلی: برو به درک....از همون اولشم باس میرفتی سراغ اون...

فک کردی نمیدونم .....از الان میخواستی سرم هبو بیاری ...

کور خوندی.....

 

مجنون: خوب کردم ....حقت بود...اون روز که زدی سبوی

یادگاری اونو شکستی فهمیدم با کی طرفم.....

 

لیلی: اصلان همش تقصیر این نظامیه...مرتیکه بیکار نشسته

 پشت سر مردم حرف در میاره...ما کی همدیگرو دوست داشتیم ؟؟؟!!

 

مجنون:راست میگه مگه این نظامی کارو زندگی نداشت که شب و روز

 زاغ سیاه مارو چوب میزد؟؟؟اصلا من ازش شکایت میکنم...

 

جمع دانشجوها:آقا راست میگه....ماهم شکایت داریم...مرتیکه بیکار

 ورداشته کل عمرشو چرت و پرت نوشته....بعد ما باید شعراشو

 حفظ کنیم...اونارو تحلیل کنیم....

منم شکایت دارم......نظامی گنجوی اعدام باید گردد

 

اینبار همه یک صدا گفتن: نظامی گنجوی اعدام باید گردد

نظامی گنجوی اعدام باید گردد

نظامی گنجوی اعدام باید گردد

نظامی گنجوی اعدام باید گردد

 

جبرئیل: ساکت .....ساکت...........

 

همه ساکت شدن....

 

جبرئیل: بدین وسیله اعلام میدارم ....بنا به توافق نظر جمیع فرشتگان و

افکار عمومی....نظامی گنجوی ساکن بهشت...کوی فردوس...جنب چشمه

 زمزم پلاک 26 از این پس در طبقه همکف جهنم کارتن خواب شده و اموال

 او به نفع رویا خانوم به مصادره گرفته میشود......هرکس هم اعتراض داره

 بره پیش عزرائیل .....

و اینچنین بود که ماجرای لیلی و مجنون,,,سمبل عشق و عاشقی ادبیات

به خوبی و خوشی تموم شد.....

 

              برگرفته شده از :      http://www.msttv86.blogfa.com

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 دی1386ساعت 16:0  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

چند روز پیش داشتم از دانشگاه برمیگشتم خونه . به کوچمون که

 

رسیدم دیدم یه کاغذ مچاله شده افتاده رو زمین . دورو برمو نگاه

 

کردم. کسی تو کوچه نبود . کاغذو برداشتم . دیدم حاشیه ی کاغذ

 

با گلای کوچولو و قشنگ تزیین شده .

 

 و این متن ( با خط بچگانه ) توش نوشته شده بود :

 

 

 

سلام رویا

 

رویا چرا دیروز نیامدی توی کوچه با من بازی کنی . رویا من یک

 

عروسک برای تو خریدم و به مامانم گفتم که من می خواهم

 

با رویا عروسی کنم . ولی مامانم میگوید تو هنوز کوچولو

 

هستی و هروقت که بزرگ شدی و رفتی دانشگاه با رویا

 

عروسی کن ولی من هنوز کلاس سوم هستم .مامانم

 

می گوید رویا هم باید برود دانشگاه و دکتر بشود . اما داداش

 

فرهاد می گوید دخترها وقتی می روند دانشگاه با یک پسر

 

دیگه دوست می شوند . رویا تو هیچ وقت دانشگاه نرو . چون

 

اگر دانشگاه بری با یک پسر دیگه دوست می شوی . و دیگر

 

من را دوست نداری و من هم میروم سیگار میکشم و معتاد

 

میشوم و میمیرم .

                                                                              

 

                                                                      رویا نرو باشه !!!

 

                                                                                 نیما

 

 

 

 

خوش به حاله این رویا کوچولو که یه همچین پسری عاشقش شده

 

اما یعنی راسته که دخترا توی دانشگاه اینجوری میشن ؟؟؟

                                                                                    

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 17:49  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

آنچنان ساده آمدی و گذشتی

 

 

که هیـــــــــــــــــــچ شعری

 

 

تا ابد

 

 

قادر به رفع این ابهام نخواهد بود.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 دی1386ساعت 8:6  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

سلام بر و بکس باحال.

 

چند تا فیلتر شکن توپ گذاشتم براتون . البته

 

 نامردی می شه اگه نگم . یکی از دوستان زحمتشو کشیده .

 

 اینم آدرسش  http://www.elyas67.blogfa.com/

 

 

 


http://nanifilter7.bravehost.com

 

http://nanifilter6.bravehost.com


http://nanifilter5.bravehost.com


http://nanifilter4.bravehost.com


http://nanifilter3.bravehost.com


http://nanifilter2.bravehost.com


http://com4u.bravehost.com


http://com4u.shopxt.com


http://nanifilter.bravehost.com


http://com4u.freehostia.com


http://nanifilter.freespaces.com


http://www.unblockcenter.com


http://www.proxificate.info


http://www.unblockplus.com


http://www.uscreditreports.info


http://www.unblockapage.com


http://unblock40.uni.cc


http://www.viewforce.info


http://www.viewboy.info


http://www.viewforce.info


http://www.moosurf.info


http://www.getview.info


http://www.comview.info


http://www.computerview.info


http://www.dreamview.info


http://www.mrview.info


http://www.flyview.info


http://www.softbum.com


http://www.cleargap.com


http://unblock39.uni.cc


http://www.sticksurf.info


http://crazycreditreports.info


http://www.unblockagent.com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 آذر1386ساعت 20:11  توسط مریم و یاسی  | 

 

 

می بینم که بعضی ها ( بی ادب ) کم آوردن .

 

معلوم بود آدمش نیستی بی عرضه ی بدبخت .

 

دیگه فرصت از این بهتر می خوای ؟؟؟

 

 بد قولی نکن / بیا یه جوری با هم کنار میاییم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 15:54  توسط مریم و یاسی  | 

 

تقدیم به نامزد عریزم ؛ زیباترین معجزه ی زندگیم ...

 

 

قسم به چشمات بعد از این     

 

    جز تو گلـــــــــــــی بو نکنم

 

        جز به تــــــو و به خوبیـات 

 

            به هیچکسی خو نکنـــــــم

 

قسم به اسمت که تو رو

 

    تنـــــها نذارم بعد از این

 

        اسم تـــو رو داد می زنم                 

 

             تا دم دمای آخریــــــــن

 

قطره به قطره خونمو 

 

     یکجا به نامت می کنم

 

         دلخوشی های دنیا رو

 

               خودم به کامت می کنم

 

می برمت یه جــــــای دور

 

     می شم واست سنگ صبور

 

           برات یه کلبــــــه می سازم

 

                پر از یه رنگی پره نـــــور

                                                                 

روحو دلو جـــونو تنم

 

     نذر نگــــــاهت می کنم

 

          دنیـــــا ها رو فدای اون

 

               چهــــره ی ماهت می کنم

                                                                                                                            

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 16:32  توسط مریم و یاسی  | 

 

بی ادب

 

با نظرت موافقم . بدجوریم موافقم .

 

فقط بگو کی و چه جوری به وعده ات عمل

 

می کنی . خوشحال می شم اگه تربیتت با من باشه

 

به خصوص با دسری که  گفتی .

                                   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آبان1386ساعت 19:28  توسط مریم و یاسی  |