تبليغاتX
ناله ی شبگیر
 

 

اگر روی هم رفته تمام نخبه های عالم را جمع کنیم ؛

 

نمیشه گفت چرا پسرکی که لوله ی بخاری تمیز میکرد

 

 و دخترک را هر روز از پشت شیشه دید میزد ؛

 

یک دفعه تصمیم گرفت هرگز به کسی اعتماد نکند !!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 8:5  توسط مریم و یاسی  | 

 

آدمها معمولا  به دنبال گمشده ای می گردند .

 عده ای دنبال ثروت نداشته شان می گردند ؛

 

عده ای دنبال محبت نداشته شان ؛

 

عده ای دنبال غرور شکسته شان 

 

و

 

عده ای دنبال حریم لگد کوب شده شان ...

 

اما با این همه ، خودم همه چیز را مرور کردم

 

 و در انتها خواستم باور کنم که دنبال خدا می گردم .

 

دنبال چیز با ارزشی  که به سادگی از دست دادانی نباشد .

 

خیال میکردم که باید دنبال خدا گشت .

 

اما

 

خدا که در کنار ما بود ... همین جا پهلوی رگ گردن .

 

پس خودم کجا بودم ؟ ...

 

در دیگران دنبال خودم می گشتم .

 

من خودم را گم کرده بودم ...

 

 

 

(reza)

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 3 شهریور1386ساعت 5:8  توسط مریم و یاسی  | 

 

دلم برات تنگ شده جونم

 

می خوام ببینمت نمیتونــم

 

بین ما دیوارای سنگـــــی

 

فاصله یک عمره میدونــم

 

بغض ترانمو شکستـــــــم

 

می خوام بگم عاشقت هستم

 

تو عین نا باوری یکشـــــــــــــــــــــب

 

خالی گذاشتی هر دو دستــــــــــــــــــم

 

تو بودی تموم هستی و مستی و راستی و تموم قصه ی من

 

تو بودی سنگ صبورمو نگاه دورمو لبهای بستــــــه ی من

 

نیمه شب از خوابم پا میشـــــــــــــــــــم

 

نیستی پیشم من باز دیوونه میـشـــــــــم

 

دوری تو تیشه زد به ریشه ام

 

عزیزم نیستی پیشــــــــــــــــــم

 

بیصدا از من خالی میشـــــــــــم

 

هم صدا به خدا با بی بالی میشم

 

گونه ها خیس از شبنم غــــــــم

 

قربونت برم نیستی پیشم

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:18  توسط مریم و یاسی  |